وزن، سنگینی، سیستم اوزان، وزنه، مسؤولیت، بار، اهمیت، ارزش، اعتبار، وزنه بستن، وزنه آویزان کردن، سنگین کردن
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۶۰۰ مدخل · حرف Wنسبت وزن به توان
وزن خالی، وزن بدون بار
وزن وسیله نقلیه باری
وزن ناخالص، وزن کل
وزن بارگیری شده (همراه با بار)
وزن خالص
حداکثر وزن مجاز
تعیین نسبت بر اساس وزن
وزن خالی، وزن بارگیری نشده، وزن بدون بار
وزن وسیله نقلیه
حد وزنی طی شرایط ذوبشدگی
واحد وزن
وزنی، وزن داده شده
متوسط وزنی
دسیبل وزنی، دسیبل وزن داده شده
توضیح تکمیلی
(واحد لگاریتمی اندازهگیری صدا)