علامت آدمک قرمز چراغ راهنمایی (عبور عابر پیاده)
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۳,۳۰۰ مدخل · حرف Sعلامت واحد
تابلوی دارای علامت و نشانه
تقارن، تناسب، توازن
محور تقارن
همزمانسازی، همزمانی، تقارن، انطباق
همزمانسازی چراغهای راهنمایی
مبنای تطبیق زمانی، مبنای هماهنگی زمانی
اشتراک مساعی، اقدام جمعی، همکوشی، معاضدت
مترادف، هم معنا
همنهشت، ساختار دستور (کامپیوتر)، نحو (زبانشناسی)
ترکیب، تلفیق، همنهاد، سنتز، ترکیب کردن، به هم آمیختن، تلفیق کردن
ترکیب شیمیایی، سنتز شیمیایی
تلفیقکننده، ترکیبکننده
گفتارساز (کامپیوتر)
مصنوعی، ساختگی، ترکیبی، تقلبی، تصنعی، غیر طبیعی، کاذب