درخشش، درخشندگی، تابناکی، نورافشانی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلدرخشندگی نقطهای
آب نمک
آب نمک اشباع شده
راه انداختن چاه
متوقف کردن حفاری
راه اندازی چاه
شکاف شکننده
سنگ ترد
تصادف از پهلو، برخورد از پهلو
پخش کردن، برنامه پخش کردن، برنامه فرستادن، پخش، پخش شده (از رادیو و تلویزیون)، سخن پراکنی کردن
اطلاعات پخش شده
اطلاعات ترافیکی پخش شده
پخش برنامه (از رادیو و تلویزیون)، سخن پراکنی
ایستگاه فرستنده رادیویی، ایستگاه فرستنده تلویزیونی
درخت پهنبرگ