تراکم بکارگیری، تراکم استفاده
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۰۰۴ مدخل · حرف Eخالی، تهی، بیسکنه (شهر)، بیاساس، بیپایه، بیمعنی، خالی کردن، تهی کردن، تخلیه کردن، خارج کردن، بیرون ریختن
محوطه خالی
وزن خالی، وزن بدون بار
تمیز کردن آبراهه، تخلیه آبراهه
امولسیون قیر
امولسیونساز، مایه امولسیون
معلق کردن، امولسیونه کردن، دوغاب کردن
عامل امولسیونساز
امولسیون
مصالح سنگی دانهبندی شده همراه با چسبنده امولسیونی
مصالح دانهای همراه با چسبنده امولسیونی
ماسه با چسبنده امولسیونی
امولسیونساز
امولسیون قلیایی
امولسیون آنیونی