انگشت، برش، تکه
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۹۸۰ مدخل · حرف Fاتصال انگشتی [اصطلاح آمریکایی]
فلش راهنما
پایان، آخر، انتها، بخش آخر، رنگ، روکش، رنگکاری، پرداخت، پولیش، تکمیل، تمامکاری، روکشکاری کردن، تمام کردن، به پایان رساندن، به اتمام رساندن، پایان دادن، خاتمه دادن، از پا انداختن، از پای درآوردن، تکمیل کردن، پرداخت کردن، تمام شدن، به پایان رسیدن
غلتک زدن نهایی، تراکم نهایی
فینیشر، دستگاه پرداخت راه
فینیشر دستی
پرداخت، پرداخت سطحی، نازککاری، تمامکاری، نهایی، پایانی
پرداخت رویه، پرداخت سطحی
اندود رویه
عملیات پرداخت، عملیات و اصلاحات نهایی
شمشهکشی نهایی
کار پایانی، کار تکمیلی، نازککاری، پرداخت
محدود، متناهی، پایانپذیر
روش تفاضلی، روش تفاوت محدود، روش تفاضل محدود
عنصر (المان) محدود