تپه، سربالایی، شیب، تل خاک، پشته
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۶۲۹ مدخل · حرف Hنوک تپه
ضریب تپهسانی
تپهماهور، پر از پستی و بلندی
زمین ناهموار
جاده تپهماهوری
ممانعت، جلوگیری، مزاحمت، مانع، مزاحم، بازدارنده، سبب تأخیر، مانع پیشرفت
مانع ترافیکی
مفصل، لولا، لولا کردن، لولا انداختن
قوس مفصلی، کمان مفصلدار
تیر مفصلدار
اتصال مفصلی (سازه)
تیر چراغ برق (روشنایی) مفصلی
تاق بدون مفصل
پسکرانه، سرزمین درونی، ناحیه دورافتاده از شهر و آبادی
کرایه، اجرت، دستمزد، کرایه کردن، اجاره کردن، استخدام کردن