نیروی اینرسی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۹۰۰ مدخل · حرف Iگشتاور اینرسی، گشتاور ماند (سازه)
کمربند قرقرهای قفلشونده
جرم لختی، جرم اینرسی
بیتجربگی، خامی، ناپختگی، ناآزمودگی
بیتجربه، خام، ناپخته، ناآزموده
راننده بیتجربه
رد شدن، گذشتن، عبور کردن، نفوذ کردن، صاف شدن، راه یافتن، سوراخ کردن، عبور دادن، صاف کردن، از خود عبور دادن، از خود رد کردن
عبور، گذشتن، رد شدن، نفوذ، تراوش، صاف شدن، گذراندن، رد کردن، صافی
نفوذ آب، درونتراوی آب
آب درونتراویی، آب تراوش، آب نفوذی
نفوذسنج، تراوشسنج
بیکران، لایتناهی، بیپایان، نامحدود، بیحد و حصر، نامتناهی
سری بینهایت، سری نامحدود، سری نامتناهی
قابل اشتعال، اشتعالپذیر، آتشگیر، آتشزا
کیسه قابل باد کردن، کیسه باد کردنی