ترافیک جهت مخالف، ترافیک مقابل
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۵۸۰ مدخل · حرف O(مدت زمان) سبز ترافیک مخالف
خط عبوری ترافیک مخالف
روبرو، مقابل، روبرویی، مخالف، متضاد
سمت مقابل، طرف مقابل
جریان مخالف، جریان روبرو
مخالفت، مقاومت، تقابل، تضاد، مخالفان، رقبا، گروه مخالف، حزب مخالف، حزب رقیب
(مربوط به) چشم، (مربوط به) بینایی، چشمی، نوری
نوری، دیداری
کارت اپتیک (نوری)
دیسک رقومی نوری، دیسک رقومی اپتیکال
فیبر نوری
کابل فیبر نوری
تابلوی فیبر نوری
ابزار نوری، تجهیزات نوری
حافظه نوری