(قسمت) عقب وسیله نقلیه
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۸۳۵ مدخل · حرف Rمسافر (صندلی) عقب (وسیله نقلیه)
صندلی عقب، صندلی پشت (وسیله نقلیه)
چرخ عقب (وسیله نقلیه)
شیشه عقب [اتومبیل]
آینه عقب، آینه عقبنما، آینه پسنما (اتومبیل)
آینه عقب (وسیله نقلیه)
آینه بغل (وسیله نقلیه)
آینه بغل اتومبیل، آینه گوشه اتومبیل (کنار گلگیر)
قسمت عقب، عقب، پشت، منتهیالیه
وسیله نقلیه دیفرانسیل عقب
برجهندگی، برگشت، برگشتن، کمانه کردن، نتیجه عکس دادن
برگشت ارتجاعی، بازگشت الاستیک
منحنی باربرداری، منحنی واگشت
دریافت، وصول، قبض، رسید، اعلام وصول کردن، پای (صورتحساب و ...) را امضا کردن، مهر دریافت (شد) زدن
دریافت کردن، گرفتن، وصول کردن، استقبال کردن، پذیرایی کردن، برخورد کردن، تلقی کردن، عکسالعمل نشان دادن