ترافیک دریایی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۳,۳۰۰ مدخل · حرف Sحملونقل دریایی
رو به دریا، سمت دریا، بخش ساحلی، بخش کنار دریا، کنار دریا، کنار ساحل
عایق، درزبند، پوشش، مُهر و موم، درزگیری، درزبندی، آببندی
دوغاب قیری
توضیح تکمیلی
(قیر محلول یا امولسیونی که جهت اندود رویه راه به کار میرود.)
فقدان آببندی، از بین رفتن آببندی [درز]
اسلاریسیل
توضیح تکمیلی
(آسفالت حفاظتی است که از قیرابه یا قیر محلول همراه با مواد اسلاری (سنگدانههای ریز) تشکیل شده است و برای ترمیم و اندود رویه به کار میرود.)
اندود پوششی، سیلکت
درزگیر
ترک ماده درزگیر، گسیختگی ماده درزگیر
لامپ رشتهای انعکاسی، لامپ متشکل از فیلامان، بازتاب دهنده و عدسی
درز آببندی شده
درزگیری، آببندی
درزگیری ترک
درزگیری، آببندی کردن درز، پر کردن درز، درزبندی
لایه عایقبندی، اندود آببندی، قشر درزگیری