کار مخاطرهآمیز، ریسک، خطر (بازرگانی و ...)، خطر کردن، ریسک کردن
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۵۳۴ مدخل · حرف Vتجارت مشترک، سرمایهگذاری مشترک، مشارکت (حقوق)
محل، جایگاه، وعدهگاه، میعادگاه، حوزه صلاحیت دادگاه، محل ارتکاب، محل وقوع حادثه
محل گردهمایی، مکان جلسه
شانه راه، لبه، حاشیه، کناره، پیشآمدگی (بام)
شانه سخت، شانه تثبیت شده
شانه خاکی، شانه نرم
شانه سوارهرو
شانه راه، کناره راه، حاشیه راه
مسیرنما (تیرک) نصب شده در حاشیه راه
عملیات هرس پوشش گیاهی لبه سوارهرو
تأیید، اثبات، رسیدگی، کنترل، دلیل، گواه، شاهد
اثبات کردن، ثابت کردن، به اثبات رساندن، محقق داشتن، رسیدگی کردن، کنترل کردن، تأیید کردن، تصدیق کردن، صحه گذاشتن
چندمنظوره، چندکاره (ابزار، دستگاه)، همهفنحریف، همهکاره
ریزپردازنده چندمنظوره
وسیله نقلیه چندمنظوره