میانگین وزنی، میانگین وزن داده شده
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۶۰۰ مدخل · حرف Wسطح صدای وزنی (وزن داده شده)
وزندهی ]آمار[
ضریب وزنی
بیوزنی
وزنها و اندازهها، اوزان و مقادیر
بند آببرگردان، بند سرریز، سرریز تخلیه، سرریز اندازهگیر (هیدرولیک)
جوش، جوشکاری، لحیم، جوش دادن، به هم جوش دادن، متحد کردن، یکی کردن
جوش عرضی
اتصال جوشی (سازه)
مفصل جوشی (جوشکاری شده)، درز جوشکاری شده، درز جوشی
درز جوشی (جوش داده شده)
خرپای جوشی
شبکه سیمی جوش شده
جوشکاری
جوشکاری برقی، جوش برق