لوله درزجوش
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلتپه کوچک، دستانداز
دکمه فشاری، شستی
مته کاربید
خریدن، ابتاع کردن، خریداری کردن، به دست آوردن
خریدار، مشتری، مأمور خرید
خرید
تملک
توضیح تکمیلی
مبلغی است که مستاجر ، چنانچه بخواهد قرارداد لیزینگ را زودتر از موعد و قبل از پایان دوره به پایان برساند باید به موجر پرداخت کند . معمولا این مبلغ شامل هزینه های مالیات (مالیات های پرداخت نشده دارایی) ، هزینه های فرصت (فرصت های از دست رفته برای سرمایه گذاری در زمینه های دیگر) و قیمت باقیمانده یا کاهش ارزش نهایی دارایی مورد اجاره را شامل می شود.
فرآورده جانبی، محصول فرعی، پیامد جانبی، دستاورد فرعی
محصولات جانبی صنعتی
به صورت پیشفرض
کنار گذر
صافی کنار گذر
شیر فرعی
آییننامه داخلی، نظامنامه داخلی، قانون محلی (مقررات سازمان یا محل خاص)
راه میانبُر، راه کنارگذر، راه فرعی، کمربندی، از راه میانبُر رفتن