روش اجزای محدود
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۹۸۰ مدخل · حرف Fآتش، آتشسوزی، حریق، اجاق، بخاری، شور و اشتیاق، حرارت، آتشزدن، ایجاد حریقکردن، سوزاندن، حرارت دادن، سوخت رساندن، سوختگیری کردن، بیرون کردن، اخراج کردن
ماشین آتشنشانی
آتشسوزی جنگل
آتشنشان، مأمور آتشنشانی
ماشین آتشنشانی
کپسول آتشنشانی
خطر آتشسوزی
شیر آتشنشانی
عملکرد در برابر آتش
تلمبه آتشنشانی
خطر آتشسوزی، ریسک آتشسوزی
ایستگاه آتشنشانی
آزمایش مقاومت در برابر آتش
(فضای) آتششکن
توضیح تکمیلی
(باریکهای از زمین که شخم زده میشود تا مانع پیشرفت آتشسوزی در جنگل گردد.)
مأمور آتشنشانی، آتشنشان