دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۹۰۰ مدخل · حرف I
پاک کردن فیلترها ×

اطلاع دادن، مطلع کردن، باخبر کردن،‌ آگاه کردن، تحت تأثیر قرار دادن، اثر گذاشتن

اطلاعات در مورد ورودها (رسیدن‌ها)، اطلاعات ورود

توضیح تکمیلی

(اطلاعات مربوط به ساعت ورود وسایل نقلیه مانند اتوبوس، قطار، هواپیما به ترمینال)