تورم، افزایش، ترقی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۹۰۰ مدخل · حرف Iباد کردن، باد داشتن [تایر]
فشار باد (لاستیک)، فشار تورم
خم کردن، تا کردن، کج کردن
خمش، انحنا، عطف (سازه)
نقطه انحنا، نقطه عطف (سازه)
جریان ورودی (آب و ...)، سرازیر شدن (به داخل)
جریان ورودی آب، ورودی آب
اطلاع دادن، مطلع کردن، باخبر کردن، آگاه کردن، تحت تأثیر قرار دادن، اثر گذاشتن
انفورماتیک، علم رایانه
اطلاعات، خبر، اطلاع، آگاهی، علم اطلاعرسانی، خبررسانی
اطلاعات در مورد ورودها (رسیدنها)، اطلاعات ورود
توضیح تکمیلی
(اطلاعات مربوط به ساعت ورود وسایل نقلیه مانند اتوبوس، قطار، هواپیما به ترمینال)
اطلاعات ترافیکی پخش شده
اطلاعات پخش شده
کانال اطلاعات، کانال اطلاعرسانی
پیوستگی اطلاعات