پذیرفته شده، مورد قبول، مقبول، متداول، معمول
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۸۳۵ مدخل · حرف Rگیرنده، دریافتکننده، وصولکننده، گوشی (تلفن)، (دستگاه) رادیو، تلویزیون
تازه، جدید، نوظهور، اخیر، متأخر
به تازگی، اخیراً، در این اواخر، تازگیها
راننده مبتدی، راننده تازهکار
پذیرایی، پذیرش، قبول، استقبال، بخش پذیرش، دریافت (رادیو، تلویزیون)
دریافت پیشنهاد (قیمت در مزایده یا مناقصه)
گودی، عقبرفتگی، تورفتگی، کاو دیوار، تاقچه، محفظه، جای خالی، گوشه، کنار، عقبتر ساختن (پنجره و ...)، عقب بردن، تورفتگی ایجاد کردن، تاقچهدار کردن (دیوار)
اتاقک خدمات اضطراری
چراغ توکار
دوباره شارژ کردن، دوباره پر کردن
قابل شارژ، شارژ شدنی
باتری قابل شارژ
کارت قابل شارژ
مجرم سابقهدار، تکرارکننده تخلف
گردش مجدد، انتشار مجدد، دوباره به جریان انداختن