ترکیب درزبند
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۳,۳۰۰ مدخل · حرف Sماده درزگیر، ماده پرکننده درز، ترکیب درزبندی
درز، لایه، رگه
درز جوشی
توضیح تکمیلی
(جوش داده شده)
درز اتصال
بدون درز، یک تکه
بندر، شهر بندری
تحقیق، بررسی، جستجو، پژوهش، گشتن، جستجو کردن، بازرسی کردن، کاویدن، پژوهش کردن
کنار دریا، ساحلی، (مربوط به) کنار دریا
استراحتگاه کنار دریا
فصل، موسم، موقع، ایام، بلیط فصلی (در بریتانیا)
فصل خشک
فصل بارانی، فصل پرباران
فصل پرباران، فصل مرطوب
تعرفه فصلی
مشتریان فصلی [پارکینگ]