فعالیت سازمانیافته برای ایمنسازی راه
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلفعالیت سازمان یافته [به منظور اطلاعرسانی]
مبارزه با الکلیسم، اقدام بر ضد الکلیسم
محوطه مخصوص اردو (کمپینگ)
اردوگاه، کمپینگ
محور بادامک، میل سوپاپ
کانال، آبراهه، آبگذر، نهر
کانال تغذیه
کانالسازی، احداث جوی، آبراههسازی، شبکه آبراههها، شبکه کانالها
لغو، فسخ، ابطال، حذف
سرطان
شمع (واحد استاندارد بینالمللی شدت نور)
شدت نور در متر مربع
کاندیداتوری، نامزدی
کاندیدا، نامزد، داوطلب
کاندیداتوری، نامزدی، داوطلبی