فعالسازی فاز، فعالکردن فاز
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۹۲۹ مدخل · حرف Aنمودارگیری به وسیله فعال سازی
فعالکننده، فعالساز
فعال، فعالانه، در حال کار، مشغول عمل، مؤثر
رانش مؤثر خاک، رانش محرک خاک
گل در کار
حوضچه گل درکار
مخزن گل در کار
سونار فعال
تعلیق پویا
توضیح تکمیلی
(سیستم خودکار کنترل کننده حرکات عمودی چرخهای وسیله نقلیه ناشی از سطح راه)
فشار فعال زمین
فعالیت، اشتغال، کار، اقدام، عملکرد
حوزه فعالیت، زمینه فعالیت، دامنه فعالیت
فعالیت آموزشی، کار آموزشی
مدل تخصیص فعالیت
توضیح تکمیلی
(مدلی که برای پیشبینیتوزیع جغرافیایی فعالیتهای کاربری اراضی استفاده میشود.)
منطقه فعالیت، حوزه فعالیت