تقاضای ترافیک
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۴۸۱ مدخل · حرف Dتقاضای حملونقل
تقاضای وسیله نقلیه
تحلیل تقاضا
مدیریت تقاضا
مدلسازی تقاضا
علامتگذاری کردن، نشانگذاردن، مرز مشخص کردن، جدا کردن، متمایز کردن
خط عبوری متمایزشده، خط عبوری مشخص شده
تعیین حدود، نشانهگذاری، مرزنمایی، مرزبندی، جداسازی، تمایز
تعیین حدود راه
سیستم امتیاز منفی [گواهینامه]
گرمکن شیشه اتومبیل
توضیح تکمیلی
(برای رفع بخار روی شیشه)
دموکراسی، مردمسالاری
جامعه دموکراتیک، جامعه مردمسالارانه
مربوط به جمعیتشناسی، جمعیتی، مربوط به جمعیت
علم جمعیتشناسی، جمعیتنگاری