دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۶۲۹ مدخل · حرف H
پاک کردن فیلترها ×

زدن، به هدف زدن، ضربه زدن، لطمه زدن، صدمه زدن، اذیت کردن، تصادف کردن، تصادم کردن، برخورد کردن (مسایل، مشکلات)، پیدا کردن، رسیدن، حمله کردن، یورش بردن

بستن (طناب، حیوان)، گیر دادن، گیر کردن، اتواستاپ زدن، سواری مفتی گرفتن

ذخیره، اندوخته، گنج، گنجینه، دفینه، ذخیره کردن، جمع کردن، انبار کردن

شن رس‌دار، شن آغشته به رس

توضیح تکمیلی

(این نوع خاک دانه‌ای به علت چسبندگی بالا برای راهسازی مناسب است.)