بازگردش گاز، گردش مجدد گاز
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۸۳۵ مدخل · حرف Rمتهور، بیباک، بیپروا، بیاحتیاط، بیفکر، بیملاحظه، بیمحابا، بیتوجه، عجول، شتابزده، متهورانه، بیباکانه، عجولانه، باشتاب
راننده بیاحتیاط، راننده بیپروا، راننده بیمسؤولیت
رانندگی بیاحتیاط، رانندگی بیدقت، رانندگی بیملاحظه
بازیافتن، دوباره به دست آوردن، پس گرفتن، درخواست استرداد کردن، آباد کردن، احیا کردن، بازسازی کردن (زمین)، اصلاح کردن، دوباره استخراج کردن، بازیابی کردن، دوباره جدا کردن
احیاشده، بازسازیشده
سنگدانه بازیافتی (راهسازی) (RAM)
مصالح خردهآسفالتی (RAP)
دراز کشیدن، تکیه دادن، لم دادن، عقب خوابیدن، عقب رفتن، عقب خواباندن، عقب بردن (صندلی)
(صندلی) با پشتی متحرک
صندلی با پشتی متحرک
تشخیص، شناسایی، بازشناسی، تصدیق، تأیید
تشخیص مصنوعی
توضیح تکمیلی
(تشخیص بدون استفاه از حواس انسانی)
شناسیایی مشخصه، شناسایی خصوصیت، تشخیص ویژگی
شناسایی الگو [دادهها]
تشخیص ویدیویی، شناسایی ویدیویی