مجوز فصلی [پارکینگ]
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۳,۳۰۰ مدخل · حرف Sبلیط تمامفصل
دارنده بلیط تمامفصل
فصلی، موسمی، (مربوط به) فصل، مناسب فصل
اثر فصلی، تأثیر موسمی
مهاجرت فصلی، مهاجرت موسمی، جابجایی فصلی
تغییر فصلی، نوسان فصلی
صندلی، جایگاه، مقرّ، کانون، پایگاه، نشاندن، جا دادن
صندلی عقب، صندلی پشتی (وسیله نقلیه)
مرکز استان، مرکز ناحیه، حاکمنشین
صندلی تاشو، صندلی قابل جمع شدن
صندلی جلو
صندلی عقب، صندلی پشت (وسیله نقلیه)
صندلی با پشتی متحرک
کمربند ایمنی
بستن کمربند ایمنی