پنجره بالارو
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۵۳۴ مدخل · حرف Vقالب لغزان بالارو
خیلی، بسیار، به شدت، حسابی، دقیقاً، عمیقاً، واقعاً، همان، درست همان
تابلو با اندازه بسیار بزرگ
روکش بسیار نازک آسفالتی
رد، اثر، نشان، بازمانده، باقیمانده
عملی بودن، کارایی، امکانپذیر بودن، قابل قبول بودن، قابلیت اجرا
عملی، ممکن، قابل قبول، قابل اجرا، زیستا، ماندنی
پل درهای، پل درهگذر
لرزیدن، مرتعش شدن، مرتعش بودن، ارتعاش داشتن، به نوسان درآمدن، لرزیدن، به ارتعاش درآوردن، به نوسان درآوردن
بتن مرتعش شده، بتن ویبره شده
بتن ویبره شده از داخل
لرزان، لرزنده، مرتعش
صفحه لرزان
کوبنده ارتعاشی
غلتک ویبره، غلتک ارتعاشی