طرح اجرایی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلبرنامه اجرایی منطقهای
آماده کنش کردن، فعالسازی
فعالسازی فاز، فعالکردن فاز
نمودارگیری به وسیله فعال سازی
فعالکننده، فعالساز
فعال، فعالانه، در حال کار، مشغول عمل، مؤثر
رانش مؤثر خاک، رانش محرک خاک
گل در کار
حوضچه گل درکار
مخزن گل در کار
سونار فعال
تعلیق پویا
توضیح تکمیلی
(سیستم خودکار کنترل کننده حرکات عمودی چرخهای وسیله نقلیه ناشی از سطح راه)
فشار فعال زمین
فعالیت، اشتغال، کار، اقدام، عملکرد
حوزه فعالیت، زمینه فعالیت، دامنه فعالیت