بستر، بستر زیرکار، پشته، ته، کف
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۵۶۹ مدخل · حرف Bلایه
بستر نگهدارنده
باغچه گل، (محل) گلکاری
بستر شنی
بستر روسازی، بستر رویه
بستر سنگی
بستر ماسهای
لایه، چینه، پشته
دهانهی لایه
بیرون زدگی لایه
صفحه قرار چرخ لنگر
سنگ پایه
توالی لایه ها
تموج لایه
لایه لایه