ویرانسازی، انهدام، تخریب
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۴۸۱ مدخل · حرف Dمحصول تخریب، نتیجه خرابی
اثبات، استدلال، برهان، توضیح، شرح، نمایش، به نمایش گذاردن، نشان دادن
جریمه دیرکرد، کرایه معطلی، هزینه تأخیربارگیری، هزینه تأخیر تخلیه، جریمه عدم تخلیه
توضیح تکمیلی
(خسارتی که بابت تأخیر در تخلیه بار یا بارگیری باید به صاحب وسیله نقلیه پرداخت شود.)
مخرج (کسر)
غلیظ، انبوه، متراکم، فشرده
ماکادام قیری متراکم
بتن هیدروکربنی متراکم
ماکادام متراکم
رویه قطرانی متراکم
ماکادام قیری متراکم
ترافیک متراکم، ترافیک فشرده
جاده شلوغ، راه با ترافیک متراکم
به طور متراکم، فشرده، به شدت، بسیار
منطقه با توسعه متراکم، منطقه به شدت توسعهیافته
چگالیسنج