گیر انتهایی، قید انتهایی [تیر]
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۰۰۴ مدخل · حرف Eدهانه انتهایی
مهار انتهایی
استفاده انتهایی
دیواره انتهایی
به مخاطره انداختن، به خطر انداختن، در معرض خطر قراردادن
پایان، انتها، آخر، سرانجام، عاقبت، نتیجه، مرگ، اجل
انتهای مدار
انتهای سفر
تخلف قابل ثبت در پشت گواهینامه
تخلف قابل درج در پشت گواهینامه
پشتنویسی کردن، ظهرنویسی کردن (چک، سند و ...)، تأیید کردن، صحه گذاشتن، حمایت کردن، پشتیبانی کردن، تخلف رانندگی را ثبت کردن (خلاصه تخلف رانندگی را پشت گواهینامه نوشتن)
ثبت تخلف
توضیح تکمیلی
(ثبت تخلف رانندگی در پشت گواهینامه)
پشتنویسی، ظهر (چک، سند و ...)، تأیید، تصدیق، صحه، حمایت، پشتیبانی، ثبت تخلف رانندگی (در پشت گواهینامه)
ثبت تخلف(در پشت گواهینامه)
درونبینی، آندوسکوپی