دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۶۴۱ مدخل · حرف G
پاک کردن فیلترها ×

فارغ‌التحصیل دانشگاه، لیسانسیه (در بریتانیا)، فارغ‌التحصیل، دیپلمه (در آمریکا)، فوق لیسانس، دکتری، پیمانه مدرج، ظرف مدرج، مدرج کردن، درجه‌بندی کردن، طبقه‌بندی کردن، مدرک دادن، فارغ‌التحصیل شدن، لیسانس گرفتن، دیپلم گرفتن، ارتقا یافتن، به تدریج تغییر دادن

بورس، کمک مالی، کمک هزینه (تحصیلی)، اهدا، اعطا، بخشش، واگذاری (زمین)، دادن، بخشیدن، برآوردن، موافقت کردن، اجابت کردن، اعطا کردن، واگذار کردن، قبول کردن، تصدیق کردن