خاکریز لایهای، خاکریز مطبق
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۲۶۰ مدخل · حرف Lپهن کردن، گستراندن، کار گذاشتن، مستقر کردن، نصب کردن
قراردادن، کابل، کابلکشی
پخش سرد (پخش آسفالت به صورت سرد)
پخش گرم (پخش آسفالت به صورت گرم)
لولهگذاری، کار گذاشتن لوله
ماشین پخش و پرداخت (آسفالت، بتن)
وضع کردن قانون
ماشین پخشکننده، دستگاه پخش (آسفالت، بتن)
روش پخش کردن
از کار بیکار کردن، بیرون کردن
آرایش، طرح، وضع، نقشه اولیه، گستردگی، نحوه گستردگی، نظم، نظم و ترتیب، فضابندی، جانمایی
طرح جانمایی خطرناک راه
طرح جانمایی [راه]
طرح جانمایی جزیره
نحوه گستردگی منابع روشنایی، طرح جانمایی منابع روشنایی