شناختن، به جا آوردن، بازشناختن، تشخیص دادن، تأیید کردن، تصدیق کردن، اذعان کردن، قبول داشتن، وقوف یافتن، دریافتن
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۸۳۵ مدخل · حرف Rمناسب دانستن، شایسته دانستن، توصیه کردن، پیشنهاد کردن، سفارش کردن، معرفی کردن، صلاح دانستن، توصیه کردن، قابل قبول ساختن
سفارش، توصیه، پیشنهاد، معرفی، توصیهنامه، معرفینامه، امتیاز، مزیت
توصیه برای استفاده، توصیه کاربری
مسیر پیشنهادی، مسیر توصیهشده
سرعت توصیهشده (پیشنهادی)
شناسایی مقدماتی، اکتشاف، گشت اکتشافی، اکتشافی، (مربوط به) اکتشاف، بازدید مقدماتی، شناسایی کردن
گروه شناسایی
بازسازی، نوسازی، ترمیم، تجدید بنا
بازسازی (صحنه) تصادف
بازسازی خطوط عبوری
گزارش، شرح، سند، مدرک، یادداشت، ثبت، سابقه، پیشینه، اثر، بایگانی، پرونده، ثبت کردن، یادداشت کردن، ضبط کردن، نوشتن، وارد دفتر کردن، گزارش دادن، نشان دادن (با عقربه و درجه)، ضبط شدن
سابقه پاک، عدم سوء پیشینه
سوابق پلیس، بایگانی پلیس
ثبت میزان بارش
سابقه خدمات