دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۹۸۰ مدخل · حرف F
پاک کردن فیلترها ×

ثابت، معین، مشخص، قطعی، محرز، محکم، ثابت، گیردار، نصب شده، کار گذاشته شده

عملیات با چرخه ثابت

توضیح تکمیلی

(عملیاتی که در یک تعداد معین چرخه‌های اجرایی با زمان ثابت به پایان می‌رسد.)

دستگاه کنترل تک‌زمانی چراغ راهنمایی

توضیح تکمیلی

(دستگاهی است جهت تنظیم چراغ‌های راهنمایی در یک یا چند تقاطع که براساس یک زمان‌بندی ثابت عمل می‌نماید.)

تأخیر ثابت

توضیح تکمیلی

(تأخیری است که از پاره‌ای از وسایل کنترل ترافیک از قبیل چراغ‌های راهنمایی، علایم ترافیکی و ... ناشی می‌شود.)