فناوری اطلاعات
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۹۰۰ مدخل · حرف Iخبری، اطلاعاتی، (مربوط به) اطلاعرسانی، (مربوط به) خبررسانی
تابلوی اخباری عابر پیاده (به منظور اطلاعرسانی به عابر پیاده)
آموزنده، آگاهیدهنده، روشنگر
یادداشت خبری، یادداشت اطلاعرسانی
تابلوی اطلاعرسانی، تابلوی خبری
تابلوی اطلاعرسانی
تابلوی خبری
فروسرخ، مادون قرمز
شناسگر مادون قرمز
توضیح تکمیلی
(دستگاه یابندهای که از اشعه مادون قرمز استفاده میکند.)
فرستنده مادون قرمز
فروصوت،مادون صوت
زیرساخت، زیربنا، شالوده، بنیاد، تأسیسات زیربنایی
زیرساخت راه
زیرساخت حملونقل
تخطی از قانون، نقض قانون