معمولی، عادی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۵۸۰ مدخل · حرف Oچراغ معمولی، فانوس معمولی
نگهداری عادی
سیمان پرتلند معمولی
راه معمولی
عرض (ریاضی)
محور عرضها، محور yها
نشانه مبنای کشوری (نقشهبرداری)
اطلاعات ثبتی
سطح مبنای کشوری (نقشهبرداری)
نقشه کشوری
سازمان جغرافیایی (ارتش)، مؤسسه نقشهبرداری کشوری (بریتانیا)
نقشه تفصیلی (دارای جزییات)
آلی (شیمی)، (مربوط به) جانداران، (مربوط به) موجودات زنده، بدون استفاده از مواد صنعتی (کشاورزی، کشت)، سازمانیافته، نظامیافته، دارای سیستم (جامعه، وحدت و ...)، طبیعی (تغییرات، ساختار و ...)
شیمی آلی
لای آلی