دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۶۰۰ مدخل · حرف W
پاک کردن فیلترها ×

چرخش، حرکت دورانی، کار سریع، فعالیت شدید، دور خود چرخیدن، چرخیدن، چرخ زدن، به سرعت حرکت کردن، به سرعت عبور کردن

عمده‌فروشی، بطور عمده، یکجا، بطور کلی، در مقیاس گسترده، وسیع، گسترده، فراگیر، عمده فروختن، عمده فروشی کردن

پهن، عریض، گشاد، وسیع، گسترده، جامع، متنوع، گوناگون، عمیق، زیاد، شدید