علت، سبب، دلیل، انگیزه، موجب، سبب شدن، موجب شدن، علت بودن
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلعلت تصادف، علت برخورد
موجب خسارت شدن
جاده سنگفرش، جاده سنگفرش شده در روی زمین پست یا آبگیر، جاده، جادهای که از زمینهای اطراف بلندتر است.
سوزآور
سود سوزآور، هیدروکسید سدیم
احتیاط، توجه، دقت، هشدار، اعلام خطر، اخطار، هشدار دادن، اخطار کردن
محتاط، با احتیاط، هشیار، حواس جمع، احتیاطآمیز، محتاطانه
غار
ریزش (دیواره چاه)
ریزش کردن
گود ریزشی
کُهریز
توضیح تکمیلی
(تودهای از سنگ و شن که در اثر فرسایش و ریزش انباشته میشود.)
انبار زیرزمینی
سازند ریزشی
اتاق کُهریز، انبار کهریز، انبار مصالح ریزشی