عنصر (المان) ثابت
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۹۸۰ مدخل · حرف Fاتصال گیردار (سازه)
تابلوی پیام ثابت
جریمه ثابت
برگه جریمه ثابت
پلان ثابت، طرح ثابت
قیمت ثابت، قیمت مقطوع
کارگاه دایمی، کارگاه ثابت
گیرداری، تثبیت، کارگذاری، محکم کردن، بست، اتصالدهنده
اتصال تاقچهای، اتصال لچکی
نصب چراغ
نصب تابلو، کارگذاری تابلو
پرچم، بیرق، علم، پرچم نصب کردن، پرچم زدن، با پرچم آراستن، با حرکت پرچم نگهداشتن (قطار، اتومبیل و ...)
چوب پرچم، میله پرچم
با پرچم علامت دادن (به اتومبیل و ...)، با حرکت دست متوقف کردن
پرچمدار