تخطی کردن، زیرپا گذاشتن، نقض کردن، تجاوز کردن از، تعدی کردن
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۹۰۰ مدخل · حرف Iقانونشکنی، تجاوز، تعدی، تخطی، نقض
جریمه به دلیل قانونشکنی (تخطی از قانون)
اخطار به قانونشکنی، ابلاغیه تخلف، گزارش تخلف
ورود، دخول، نفوذ، اجازه ورود، راه ورود، ورودی
ورود آب، دخول آب، نفوذ آب
رسوخ نمکها، نفوذ نمکها
نقطه ورود
زندگی کردن، ساکن بودن، اقامت داشتن
ساکن، اهل، مقیم
مسکون، مسکونی
مالیات مسکن
مهار کردن، جلوگیری کردن، سرکوب کردن، مانع شدن، نهی کردن، بازداشتن
جلوگیریکننده، مهارکننده، بازدارنده، محافظ
اول، اولین، نخستین، نخست، اولیه، ابتدایی، آغازین، مقدماتی
طرح اولیه