دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۱,۲۶۰ مدخل · حرف L
پاک کردن فیلترها ×

سوراخ، شکاف، درز، نشت، رخنه، نشتی، نشت کردن، چکه کردن، نشتی داشتن، سوراخ بودن، آب دادن، منتشر کردن، منتشر شدن، فاش شدن، انتشار دادن (خبر، اطلاعات)

لاغر، باریک، قفیر، کم‌مایه، خم شدن، کج شدن، یکور شدن (دیوار، ساختمان)، تکیه دادن، تکیه کردن

موتور کم مصرف

توضیح تکمیلی

موتوری که از مخلوطی از سوخت و نسبت بسیار بالایی از هوا استفاده می‌کند (نسبت هوا به سوخت : 65 به 1)

یادگرفتن، فراگرفتن، آموختن، مطلع شدن، باخبر شدن، آگاه شدن

نوآموز، مبتدی، کارآموز،

توضیح تکمیلی

کسی که تحت تعلیم رانندگی قرار دارد.

قرارداد اجاره، اجاره‌نامه، (مدت) اجاره، مورد اجاره، اجاره کردن، اجاره دادن

مدت اجاره

توضیح تکمیلی

دوره پایه غیر قابل فسخ قرارداد اجاره باضافه دوره ای که طی آن مستاجر اختیار تجدید توافقی همراه با تخفیف قرارداد را خواهد داشت.