منطقه مرکزی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلخط عبوری میانی ویژه اتوبوس (در وسط خیابان)
ناحیه تجاری مرکزی، منطقه تجاری در مرکز شهر
مرکز شهر، محدوده مرکزی شهر
سیستم رایانه مرکزی
کنترل مرکزی [اصطلاح آمریکایی]
پست کنترل مرکزی
حلقه مرکزی
هسته مرکزی
دولت مرکزی
مأمور دولت مرکزی
پنجره مشبک مرکزی، دریچه مرکزی هوا
جزیره مرکزی، جزیره میانی
توضیح تکمیلی
(جزیرهای است واقع در روی محور جاده یا میدان برای مجزا نمودن جریانهای مخالف ترافیکی)
واحد پردازش مرکزی (CPU)
ایستگاه مرکزی راهآهن
سکوی میانی، جزیره وسط