جزیره وسط، میانه
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلبریدگی سکوی میانی
مرکزی کردن، متمرکز کردن، مرکزیت دادن، تمرکز دادن
مرکز، وسط، میانه، کانون، محل تجمع، مجتمع، در مرکز قراردادن، مرکزی کردن، متمرکز کردن
مرکز تجاری
مرکز اداری شهر (بریتانیا)
مرکز تجمع، باشگاه، کانون
مرکز کنترل
مرکز اقتصادی
مرکز تفریحی
مرکز محلی
مرکز عملیاتی، مرکز بهرهبرداری
قطب ناحیهای، مرکز منطقهای
مرکز خردهفروشی
مرکز هدایت جادهای
مرکز خرید، مرکز تجاری