تخته سنگ، سنگ تخت، سنگفرش
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۹۸۰ مدخل · حرف Fشاخص تورق، ضریب تخت بودن
شعله، زبانه (آتش)، پرتو، شعاع (نور)، مشتعل بودن، شعلهور بودن، مشتعل شدن، شعله کشیدن، آتش گرفتن، شعله زدن، زبانه کشیدن
پرداخت شعلهای، پرداخت سطح با شعله
قابل احتراق، قابل اشتعال، اشتعالپذیر
مصالح قابل احتراق، مواد آتشگیر
ماده آتشگیر، قابل احتراق (قابل اشتعال)
بال تیر
بال پایینی
تابلوی طرهای
توضیح تکمیلی
(تابلویی که از یک طرف به پایه متصل شده باشد.)
بال فوقانی (تیرآهن)
بال [تیر حمال]
بال تیر
بال پایین تیر حمال
ضربه، برخورد، لبه، زبانه، بال (میز)، باله، فلپ، (هواپیما)، تکان دادن، جنباندن، زدن، کوبیدن، به هم زدن
باله گلگیر