نیمرخ اولیه، پروفیل اولیه
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۹۰۰ مدخل · حرف Iگیرش اولیه (بتن)
سرعت اولیه
مقاومت اولیه
سرعت اولیه
مقدماتی، اولیه، ابتکار، نوآوری، پیشقدمی، پیشگامی
تزریق کردن، ایجاد کردن، وارد کردن
تزریق
تزریق الکترونیکی
تزریق دوغاب [مهار]
تزریق زیر دال
موتور تزریقی (انژکتوری)
دستور، فرمان، ممنوعیت، بازداری، دستور کتبی، حکم دادگاه
مجروح کردن، زخمی کردن، آسیب رساندن، صدمه زدن، زیان رساندن، لطمه زدن
زخمی، مصدوم، مجروح، آسیبدیده
بردن مصدومین و مجروحین (با اتومبیل)