سفر مبدأ ـ مقصد
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۵۸۰ مدخل · حرف Oنقطه شروع
مبدأ سفر
مبدأ و مقصد
مبدأ و مقصد سفر
مطالعه مبدأ و مقصد
اولین، نخستین، اولیه، اصلی، ابتدایی، نو، بدیع، اصیل، مبتکر، خلاق
طرح اولیه
سرعت اولیه
نشأت گرفتن، ریشه گرفتن، ریشه داشتن، آغاز شدن، مبدع بودن، مبتکر بودن، ابداع کردن، موجب بودن، پدید آوردن، به وجود آوردن
ترافیک آغازین
تزیینی، زینتی، آرایشی
گیاه زینتی
کف یکطرفه، صفحه یکطرفه، ورق یکطرفه
آمدن و رفتن، نوسان داشتن، نوسان کردن، تاب خوردن، مردد بودن، متزلزل بودن، متغیر بودن، در نوسان بودن، نوسان کردن (برق)
نوسان، تردید، تزلزل، بیثباتی، تغییر