مستطیل شکل، مستطیل، مستطیلی، راستگوشه
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۸۳۵ مدخل · حرف Rمختصات عمودی، مختصات دکارتی
نمودار مستطیلی تنش
بست مستطیلی
سرریز مستطیلی (مهندسی هیدرولیک)
شاخص تصحیحشده
تصحیح کردن، اصلاح کردن، درست کردن، رفع کردن، تصفیه کردن، پالودن، یکسو کردن (جریان برق)
مستقیم، دارای خطوط راست، راست خط
صفحه سمت راست، صفحه فرد (در کتابهای انگلیسی)، صفحه زوج (در کتابهای فارسی)
تکرار شدن، دوباره اتفاق افتادن، برگشتن، عود کردن (بیماری)
تابع بازگشتی
بازیابی کردن، بازیافتن، واچرخاندن
بازیافته، بازیابی شده، واچرخانده
سنگدانه بازیافتی
مخلوط بازیافت شده
روسازی بازیافتی