قطعه راه، بخش راه
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۳,۳۰۰ مدخل · حرف Sقطعه پر پیچوخم (راه)
مقطع عرضی استاندارد، برش عرضی تیپ (نمونه)
قطعه مستقیم
قطعه آزمایشی
منطقه تداخل، منطقه همبری
توضیح تکمیلی
(ناحیه تداخل ترافیک)
طول قطعه، طول مقطع
بخش، محدوده، قطاع، ناحیه، منطقه
بخش خصوصی
بخش دولتی
مطمئن، محکم، استوار، قابل اعتماد، امن، قطعی، محفوظ، ایمن، بیخطر، محکم بستن، محکم کردن، محافظت کردن، امنیت را تأمین کردن، تضمین کردن
تعهدنامه، ضمانتنامه، وجهالضمان، وثیقه، تعهد، ضمانت
امنیت، اطمینان، ایمنی، تأمین، تدابیر امنیتی، امنیتی، (مربوط به) امنیت
تأمین اجتماعی، بیمههای اجتماعی، مستمری تأمین اجتماعی
خاکهای رسوبی
تشکیل رسوب، تهنشینی، رسوبگذاری