عرض کل قابل استفاده توسط وسایل نقلیه، عرض کل سوارهرو و شانه [اصطلاح آمریکایی]
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۶۰۰ مدخل · حرف Wعرض (پهنای) مفید، عرض قابل استفاده
عرض راهرو (پارکینگ)
عرض سوارهرو
عرض خط عبوری
عرض حریم
عرض راه
عرض شانه
عرض پیادهرو
پهنای پخش
پهنای قلم
محدودیت عرض سوارهرو
علامت چشمکزن، چراغ چشمکزن
وحشی، غیر اهلی، اهلی نشده، خود رو، جنگلی، بیابانی، صحرایی (گیاه)، بایر، برهوت، بیآب و علف (زمین)، خالی از سکنه (سرزمین)، توفانی، ناآرام، شدید، تند، بیهدف، بینقشه، غیر منطقی، نسنجیده، حسابنشده، محیط طبیعی، محیط وحش
حیاتوحش، طبیعت
پارک حیات وحش