به ترتیب زمان، به ترتیب تاریخ، زمانی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلسریهای زمانی
گاهشماری، تاریخگذاری، وقایعنگاری، رویدادنگاری، گاهشمار، سالشمار
کرونومتر، زمانسنج
اتوسینما*
توضیح تکمیلی
نوعی سینما که تماشاگران یا خودرو در محوطه آن مستقر شده و بدون پیاده شدن از خودرو به تماشای فیلم میپردازند (درایو این سینما)
حلقه، دایره، میدان، جمع، جمعیت، مجمع، چرخه، دور، دوره، گردش
کمان دایره
میدان، فلکه، حلقه ترافیکی [اصطلاح آمریکایی]
قطر دایره، قطر حلقه، قطر میدان
حرکت دورانی [اصطلاح آمریکایی]
دور، محیط، پیرامون، گردش، حرکت دوری، حرکت دایرهای، مدار (برق)
گردش اقتصادی
مدار مجتمع
مدار اصلی
مدارشکن، برقشکن
توضیح تکمیلی
(دستگاهی که به صورت خودکار جریان را قطع میکند.)
انتهای مدار