راه فرعی، راه کمربندی [اصطلاح آمریکایی]
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۵۶۹ مدخل · حرف Bناحیه چین خورده
چرخ تسمه، چرخ دواری که به کمک تسمه به حرکت در میآید.
جاده کمربندی
جاده کمربندی، مسیر کمربندی
سکوی آزمایش، جایگاه آزمایش
نیمکت، سکو، جایگاه [اصطلاح آمریکایی]
نشانه مبداء
پیچ، قوس، خم، پیچیدن، خم کردن، دولا کردن
خم
قوس
پیچ خطرناک
مارپیچ، قوس Uشکل، پیچ تند، قوس نعلی شکل، قوس سر پایین، قوس سرسنجاقی
پیچ چپ گرد
نصب علایم راهنما در پیچ
قوس راست گرد