دپوی اتوبوس، ایستگاه اتوبوس
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۴۸۱ مدخل · حرف Dمرکز نگهداری، انبار تعمیر و نگهداری، دپوی تعمیر و نگهداری
قیمت را پایین دادن، تنزل دادن، مستهلک کردن، ناچیز شمردن، بیارزش شمردن، تنزل کردن، افت کردن، پایین آمدن، مستهلک شدن
استهلاک، کاهش بها، کسر بها، افت قیمت، توفیر استهلاک (حسابداری)، ناچیز شماری
دوره استهلاک
نرخ استهلاک، میزان استهلاک
افسرده، غمگین، دچار رکود، بحرانزده، راکد، خوابیده، کساد
قوس گودرفته، قوس مقعر، قوس کمخیز، قوس خفته، قوس شاهعباسی (معماری)
منطقه محروم، منطقه دارای رکود اقتصادی (بیرونق)
آزادراه فرورفته
توضیح تکمیلی
(آزادراهی است که معمولاً در مناطق مسکونی در سطحی پایینتر از سطح زمینهای مجاور ساخته میشود تا از ایجاد مشکلات ناشی از ترافیک از قبیل آلودگی صوتی در این نوع آزادراهها به میزان قابل ملاحظهای کاسته شود.)
خط آهن فرورفته
راه فرورفته
تورفتگی، گودشدگی، رکود اقتصادی، رکود، کسادی، بحران اقتصادی
فرورفتگی عرضی [راه]
عمق، گودی، ژرفا، قعر، ارتفاع، پهنا، ضخامت، شدت، حدت، بسیاری
عمق یخزدگی، عمق یخبندان